کاباره بالکان یا بشکه ی باروت حکایت آدم هایی ست که در جنگ با یک حکومت خودکامه چنان فشارهایی را متحمل شده اند که یا دست به خود ویرانگری زده اند یا زندگی دیگران را نابود می کنند.کاباره بالکان یوگسلاوی را نشان میدهد،بشکه ای پر از باروت.این فیلم تلخ است.کابوسی هولناک از بالکان و از مردمی که مقصر و بی گناه،تر و خشک همه با یکدیگر می سوزند.
این فیلم پر از شخصیت ها و داستان های مختلفی ست که در یک بافت ساختاری محکم جای گرفته اند که هر داستان در حالی که به طور مستقل جذاب است،در ساختار کلان فیلم هم خیلی خوب جا گرفته است.
بازی قوی بازیگران،فیلم نامه ی خوب فیلم و ساختار شبه اپیزودیک قصه همه باعث می شوند که تلخی فیلم در ذهن و روح ما نفوذ کند.در فیلم گاهی اوقات موقعیت های معمولی را می بینیم که با یک پیچش ناگهانی منجر به جنونی می شوند که باعث بهت و حیرت بیننده می شود.تمام شخصیت ها مستقیم و غیر مستقیم بر زندگی یکدیگر تاثیر می گذارند.
در فیلم آدم های مختلفی را می بینیم.مردی که به تلافی تصادف ماشین خانه یک پیرمرد را ویران می سازد.همسایه ی پیرمرد استاد دانشگاهی ست که راننده ی اتوبوس است و پسرش او را سرزنش می کند که چرا با قاچاقچیان همکاری نمی کند.همین پدر توسط جوانی کشته می شود که اتوبوس او را می دزدد.پسر هم مرید شاعری انقلابی ست که هم اکنون مجنون و معتاد است.
زنی را در اتوبوس می بینیم که بر اثر حسادت شوهرش از او متنفر می شود و هر دوی آنان در برابر شاعر و مرید او به حقارت کشیده می شوند.بوکسوری از خیانت دوستش آگاه می شود و او را می کشد و دوست او کسی نیست جز همان کسی که در اول فیلم ماشینش تصادف کرد.بوکسور بعد از کشتن دوستش قبل از این که به یک دختر تعدی کند توسط نارنجکی که تنها یادگار دختر از نامزدش است که در جبهه کشته شده،می میرد.راننده تاکسی که در اولین نما فیلم دیده ایم پلیسی را به خاطر این که باعث تحقیر شدنش در برابر یک دختر شده،عقیم کرده است.
مردی نامزد سابق خود را با کسی دیگر می بیند و برای این که دل او را به دست بیاورد خود را ظاهرن به آب میزند ولی به دست رقیب واقعن در دل آب می میرد و در آخر پسر استاد هم می میرد توسط مردمی که او را با سارق بنزین اشتباه گرفته اند و در میان شعله های آتش.
بشکه ی باروت فیلمی ماندگار است.فیلمی درباره ی بلگراد،یوگسلاوی و بالکان که با شیوه ی روایی جذابش ذهن هر بیننده ای را درگیر می کند.
پ ن:نادیا ،رفت.او جان داد در زیر کتک همسرش.راست گفتی گلناز چه توفیری می کند چه صدایش کنیم.او رفت و شعرهایش ماندند بر روی سپیدی کاغذ.او رفت با زخم هایی بر تن و شعرهایی نگفته.می دانم ازین پس قلمش دلتنگ او خواهد شد.می دانم.....
ـــ برسون،یادداشت هایی درباره ی سینماتوگراف
دیدن دوباره ی ناگهان بالتازار بهانه ای شد برای نوشتن این یادداشت.فیلم ناگهان بالتازار اثر روبر برسون از آن دسته فیلم هایی ست که بعد از هر بار دیدنش ذره ای از لذت تماشای آن کم نمی شود.
برسون و فیلم هایش را دوست دارم.او با مهارتی شگرف به دنیای درون انسان ها راه میابد و این دنیای پیچیده را به کمک واقعیت نشان می دهد.
او فیلم سازی بود که با سینمای روز فرانسه مخالفت کرد و زبانی خاص در سینما ایجاد کرد که خود آن را سینماتوگراف نامید.
به گفته ی برسون:«سینماتوگراف گونه ای نگارش با تصاویر و صداهاست و نمی تواند تبدیل به نمایش شود.»
او در واقع سینمای آن روز را تاتر فیلم شده می دانست.برسون اعتقاد داشت که سینما دارای قدرت شگفت آوری ست که تاتر و سایر هنرها از آن بی بهره اند.
فیلم ناگهان بالتازار یکی از آثار درخشان برسون است که نوشتن درباره ی آن دشوار است.
ما در این فیلم الاغی را می بینیم که تماشاگر اعمال انسان هاست.دنیای این الاغ پاک است و صمیمی درست بر عکس دنیای آدم ها که پر است از خشم،رنج،نفرت،اذیت و آزار.
بالتازار نظاره گر دنیای آدم هاست و سرانجام خود نیز قربانی این دنیای پر از خشونت می شود.
ما در این فیلم نماهایی را می بینیم که نشان دهنده ی شخصیت عمیق بالتازار است.بالتازاری که در تمام ملاقات های ماری حضور دارد به عنوان مثال در ملاقات ماری با ژاک،وقتی که الاغ را می بینیم که علف ها را گاز می زند یا ملاقات هایی که ژرار و ماری با هم دارند و بالتازار شاهد همه ی آنهاست.
در بخشی از کتاب باد هر جا بخواهد می وزد(بابک احمدی) می خوانیم:
«در ناگهان بالتازار،برسون امکانات زیادی را که همواره خواهانش بود یافت.نمایش صداقت دنیای کودکی،تصاویر نقاشی گونه از حیوانات،سگ ها،مرغ ها،گوسفندان و حیوانات سیرک.بالتازار که به سیرک وارد می شودچهار بار در برابر قفس حیوانات دیگر می ایستد:شیر،خروس،میمون و فیل.هر بار به این جانوران نگاه می کند و آنان نیز به او خیره می شوند.به یکدیگر چه می گویند؟این گونه ای انتقال پیام است که از هر گونه مفهوم آشنای آدمیان در «ارتباط و پیام»جداست.»
موسیقی شوبرت در ناگهان بالتازار نیز بسیار زیباست و کاربردی بی نظیر دارد و یک عنصر تعیین کننده در فیلم است که نمی توان نقش آن را نادیده گرفت.
پ ن:بعد از دیدن این فیلم پنجره رو باز کردم و موهام رو به دست باد سپردم و به دنیای آدم ها فکر کردم در حالی که اتاقم پر از نوای سحرانگیز موسیقی شوبرت بود.
دیشب بالاخره خواندن کتاب قبله عالم (کارنامه:۱۳۸۳) اثر عباس امانت را به پایان بردم.دلم نیامد چیزکی درباره ی این کتاب جالب و خواندنی ننویسم.نویسنده در این کتاب به بررسی پادشاهی در ایران و زندگی ناصرالدین شاه قاجار می پردازد و در آن به تفصیل نه تنها درباره ی نهاد سلطنت بلکه درباره ی نهاد صدارت در ایران نیز صحبت می کند.نهادی که در زمان ناصرالدین شاه با حضور امیرکبیر از اهمیت ویژه ای برخوردار می شود.
عباس امانت در این کتاب کوشیده که فارغ از تمام افسانه ها و حرف هایی که درباره ی امیرکبیر یا دیگر افراد هست،آن چه را که حقیقت آنهاست بیان کند.او در واقع به ما نشان می دهد که سیاستمداران در ایران چند چهره دارند.
نویسنده در این کتاب از روابط ایران و اروپا در زمان ناصرالدین شاه،اوضاع مردم در این دوره،دربار شاه و اتفاقاتی که در آن افتاده سخن می گوید.
در این کتاب به دوران تلخ کودکی ناصرالدین شاه نیز اشاره شده است،دورانی که نتیجه اش ترسی می شود که سال ها بعد در دوران سلطنت گریبان او را می گیرد و باعث می شود که همواره با دیده ی شک به اطرافیان خود نگاه کند و موجب قتل نخستین صدراعظمش، امیر کبیر،شود.صدراعظمی که به شاه نحوه ی حکومت کردن و رفتار با مخالفان سیاسی را آموخته بود و نقش مهمی در رسیدن او به تخت شاهی داشت.
بعد از امیرکبیر،میرزاآقاخان نوری به صدارت رسید که دارای شخصیتی متفاوت با امیر بود.دوران صدارت او هفت سال به طول انجامید که ما در این دوران هم شاهد ناآرامی هایی در دربار و روابط ایران و انگلیس هستیم.
اما نکته ی قابل توجهی که در دوران ناصرالدین شاه به آن بر می خوریم اصلاحاتی ست که در این دوره اتفاق می افتد از تفکیک قوا تا تشکیل شورای دولت،چاپ روزنامه،تاسیس مدرسه و اصلاحات دیگر.اما با تمام اینها سرانجام شاه که نگران سلطنت خود بود از اصلاحات روی گرداند.
در این کتاب مطالبی راجع به اواخر دوران حکومت ناصرالدین شاه و صدراعظمی میرزا حسین خان سپهسالار نیز می خوانیم.البته روایتی که نویسنده از این دوران صدارت می کند همانند دوران امیرکبیر و میرزا آقاخان به تفصیل نیست اما در آن نیز می توان نکات جالبی پیدا کرد.
در آخر این که کتاب قبله عالم اثری تاریخی ست که عباس امانت در نگارش آن از منابع موثقی استفاده کرده است و کوشیده بدون هیچ جانبداری شخصیت های سیاسی آن دوران را نشان دهد و پرده از واقعیات عهد ناصری بردارد.