تبليغاتX
روز برمی آید
.......

تو را به یاد می‌آورم، آماندا،

خیابان خیس،

دوان به سوی کارخانه،

جائی‌که مانوئل کار می‌کرد.

لبخندی گشاده بر لب

باران بر گیسو،

هیچ چیز برایت مهم نبود،

می‌رفتی تا با او دیدار کنی

با او، با او، با او، با او.

تنها پنج دقیقه است

زندگی در پنج دقیقه جاودانه است.

بوق کارخانه صدا می‌زند

بازگشت به کار،

و تو، گامزنان،

نور می‌پاشی بر همه،

آن پنج دقیقه

شکوفایت می‌کند. 

تو را به یاد می‌آورم، آماندا،

خیابان خیس،

دوان به سوی کارخانه

جائی‌که مانوئل کار می‌کرد.

لبخندی گشاده بر لب

باران بر گیسو،

هیچ چیز برایت مهم نبود،

می‌رفتی تا با او دیدار کنی

با او، با او، با او، با او.

با او، که بر خاک غلتیده است،

که هرگز آزاری نداشت

که بر خاک غلتیده است

و در پنج دقیقه

نابود شده است. 

بوق کارخانه صدا می‌زند

بازگشت به کار،

بسیاری برنمی‌گردند،

مانوئل نیز هم.

تو را به یاد می‌آورم، آماندا،

خیابان خیس،

دوان به سوی کارخانه،

جائی‌که مانوئل کار می‌کرد.

 

ویکتور خارا

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 23:49 توسط آزاده |

.......
برای پرستو، دوست خوبم که مهربانی اش  انتها ندارد

بگذار در پناه شب از ماه بار بردارم
بگذار پر شوم
از قطره های کوچک باران
از قلب های رشد نکرده
از حجم کودکان به دنیا نیامده
بگذار پر شوم*

دوستم من هم مثل تو ماه را دوست دارم.عاشق بازی ابر و ماه هستم و شب های مهتابی.گاهی پیش می آید که در هیاهوی آدم ها وقتی چشمانم به ماه می افتد ناگهان فاصله می گیرم از همه و خودم را گم می کنم در زمان و مکان.خیالم را می سپارم دست ماه و همسفر می شوم با او در کوچه پس کوچه هایی که سرشار از سکوتند.سکوتی که دعوتم می کند به آرامش. این آرامش را دوست دارم و عاشق لحظه هایی هستم که طلوع ماه را به نظاره می نشینم.لحظه هایی بی انتها و زیبا.

*فروغ فرخزاد


+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مرداد 1386ساعت 13:3 توسط آزاده |

خانه ی خالی تنهایی
هفت سال می گذرد از آخرین دیدارمان.از آن روزی که چمدانت را بستی و رفتی.امشب باز حرف تو بود و من باز هم نگذاشتم این بغض هفت ساله بترکد.رفتم کنار پنجره و زیر لب شعر "سایه" را زمزمه کردم:

آه،هرگز صد عکس
پر نخواهد کرد
جای یک زمزمه ی ساکت پا را بر فرش.
این که همراه تو می گرید،آیینه ست.
تو همین چهره ی تنهایی.

+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد 1386ساعت 23:45 توسط آزاده |