.......
۱)مهر دارد تمام می شود و من مدتی است اینجا نمی نویسم.کمی درگیر بودم.شاید درگیر بودن بهانه باشد.کمی حوصله ی نوشتن نداشتم.انگار کلمات را گم کرده بودم.این روزها درس می خونم البته نه خیلی جدی که امیدوارم جدی تر شود. یکی از مشکلاتم نداشتن تمرکز است که کمی اذیتم می کند.
۲)چند روزی "ماه محو" و "میم" اینجا بودند که خیلی خوش گذشت.بعد از مدت ها به جاهایی در شهرم سر زدم که فراموششان کرده بودم.لذت غریبی داشت پرسه زدن در بازارها و کاروانسراهای قدیمی و لمس جریان سیال زندگی.
۳)مشغول خوندن کتاب شب هول هستم.عجب کتاب معرکه ای ست.
۴)کارهای تسویه حساب دانشگاهم تمام شد.وقتی کارت دانشجویی را تحویل دادم دلم گرفت،اگر چه این روزهای آخر دانشگاه دیگر برایم غریبه بود،حتی آن راهروهای پیچ در پیچش که پر از خاطره بودند.
۵)این روزها دلم پرواز می خواهد و چقدر زیباست این شعر قدسی قاضی نور:
هزار سال عمر لاک پشت
درون لاک تاریکش
به یک لحظه پرواز پروانه
نمی ارزد
که با تمام کوتاهی
در خاطرات جنگل سبز جاودانه می ماند.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت 11:11 توسط آزاده
|